بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

62

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ يا مگر از پس پرده به اين روش كه آواز شنوده شود و كسى ديده نشود چنانچه با موسى سخن گفت و او خداى تعالى را نميديد أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا اى : او الا ان يرسل رسولا يعنى يا مگر آنكه ارسال كند رسولى مانند جبرئيل فَيُوحِيَ پس القا كند آن رسول مأمور به را بمرسل اليه بِإِذْنِهِ بفرمان خداى تعالى ما يَشاءُ آنچه را كه خداى تعالى خواهد إِنَّهُ عَلِيٌّ بدرستى كه خداى برترست از صفات مخلوقات حَكِيمٌ داناست در صنايع خود وَ كَذلِكَ و هم چنان چه وحى كرديم بر انبياء ما تقدم أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا فرستاديم بسوى تو روح را براى وحى بفرمان خود . بنا برين اوحينا بمعنى ارسلناست و روح را در تفاسير مشهوره بجبرئيل تفسير كرده‌اند و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه روح مخلوقيست از مخلوقات خداى تعالى كه اعظم از جبرئيل و ميكائيل است و در زمان حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم با آن حضرت بود و از حوادث آينده او را خبر ميداد و بعد از آن حضرت با ائمهء هدى عليهم السلام مىباشد و در حديث ديگر روايت كرده كه از آن زمان كه روح براى حضرت فروز آمد ديگر صعود به آسمان نكرد و در اين زمان رفيق ماست و قبل ازين اين احاديث سمت گزارش يافته و در تفاسير مشهوره روح را بمعنى قرآن گرفته‌اند زيرا كه قرآن باعث حيات قلوبست بنا برين اوحينا بمعنى ارسلنا نيست بلكه بمعنى خود اوست يعنى وحى كرديم بسوى تو قرآن را بامر و فرمان ما ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ حالست از كاف در أَوْحَيْنا إِلَيْكَ يعنى فرستاديم بسوى تو روح را حالكونى كه نبودى تو كه بدانى قبل از ارسال آن چيست كتاب تورية و انجيل و فرقان وَ لَا الْإِيمانُ و نبودى تو كه بدانى ايمان را يعنى كسى را كه ايمان بسعى او باقى ماند تا انقراض عالم كه ان امير المؤمنين عليه السّلام است وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً و ليكن گردانيديم ما ايمان را يعنى كسى را كه ايمان به او باقى ماند نور . در احاديث وارد شده كه مراد از ايمان در باطن قرآن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است چنانچه در بصاير